ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

162

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

كلمهء پانزدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : لا معقل احصن من الورع ( 1 ) . پناهگاهى محكمتر و رهابخشتر از پارسايى نيست . مىگويم : معقل و عقل به معناى پناهگاه و حرز است ، و حصن جايى است كه در آن چيزى حفظ مىشود ، و ورع در لغت به معناى پاكدامنى است ، و در اصطلاح دانشمندان عبارت است از اين كه آدمى ملازم كارهاى زيبا باشد كه كمال نفس در آن است چنان كه پيش از اين توضيح داديم . معلوم شد كه ورع نوعى از انواع پاكدامنى است و امام ( ع ) لفظ معقل را كه حقيقت در پناهگاه جسمانى است مجازا بر ورع اطلاق فرموده است اين مجاز از باب استعاره و تشبيه مىباشد . مناسبت تشبيه اين است چنان كه شخص در پناهگاه از چيزهايى كه مىترسد محفوظ است و بدان از كيفر يا هلاكتى كه مىخواهد به او برسد پناهنده مىشود همچنين ملازمت كارهاى زيبا پناهگاهى است كه نفس در دنيا از نكوهش و كيفر و در آخرت از كيفر شدن با شرارهء آتش ملكات پست و نابودى در روز رستاخيز پناه مىبرد و چون بين كيفر اوّل و دوم به سبب تفاوت زيادى كه در شدّت و ضعف ميانشان وجود دارد مناسبتى نمىباشد ، بنا بر اين تفاوت ميان دو دژ و فرق ميان دو حرز مشخّص و روشن گرديد ، و ثابت شد كه هر كس به غير ورع پناه ببرد به پناهگاه امنى پناه نبرده است و از فزع رها نمىشود و كيفر به او مىرسد و سختترين عذابها را در مىيابد و كسى كه به دژ ورع پناه ببرد ترسى بر او نيست چون از خدا جز به خدا نمىتوان پناه برد ، و بر خردمند سزاوار است كه پناهنده نشود جز به پناهگاهى كه به او نفع برساند و دژى كه مانع شرّ از او شود و گرنه آنچه را مىبايستى در جاى خود بنهد ننهاده است و از درجهء خردمندان ساقط است ، و توفيق دهنده خداست .

--> ( 1 ) شارح در شرحش بر نهج البلاغه در شرح اين عبارت - چاپ اول ص 624 گفته است : « امام ( ع ) لفظ معقل را براى ورع استعاره آورده است به اين اعتبار كه آدمى در آن از كيفر الهى محفوظ مىباشد و چون ورع عبارت از ملازم بودن كارهاى خوب است پس پناهگاهى محكمتر از آن نيست » .